web 2.0

۱۳۸۹/۰۳/۰۹

سه لینک و یک نظر: خلیج مکزیک رو بیخیال بشید لطفا، قصر شیرین رو در یابید.

(لینک ۱ )مهندس حیدر بهمنی مدیرعامل شرکت ملی حفاری ایران شنبه شب (8 خرداد)‌ : در صنعت نفت جهان و بر اساس استانداردهای بین المللی حداقل زمان برای مهار و کنترل فوران این گونه چاه ها 6 ماه است.(لینک ۲ )فرماندار قصر شیرین گفت: حریق ناشی از آتش گرفتن دکل حفاری شرکت نفت در نفتشهر به اندازه ای گسترده است که امکان اطفا آن در داخل استان وجود ندارد و از استانهای همجوار تقاضای کمک کرده ایم.(لینک ۳ )(دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹):با اطمینان می‌گوییم: "ما می‌توانیم". اعلام آمادگی شرکت ملی حفاری ایران برای مهار نشت نفت در خلیج مکزیک

۱۳۸۹/۰۳/۰۸

۲۲ خرداد قرار است چه اتفاقی بیفتد؟

دو سناریوی مختلف را میتوان فرض کرد:
- مردم مثل عاشورا میریزند توی خیابان، و این دفعه قضیه خیلی جدی تر میشه، چون اولا مردم طبق اظهارات نیروی انتظامی کودتا متوجه شدند که سری پییش تهران تا سقوط فاصله ای نداشت. دوم اینکه میدانند وقتی گرد و خاک بخوابد دولت میرود سراغ دستگیری. سوم کسانی که دستگیر میشوند در خطر تجاوز و اعدام قرار میگیرند.مهمتر از همه اینکه آستانه انفجارمردم در چند روز آینده خیلی کمتر از آستانه انفجار در عاشورا شده است. دلیل آن هم تمام خصومتهای اخیر دولت کودتا، خامنه ای، صدا سیما، قوه قضائیه، اعدام بیگناهان، مجید توکلی، مادران داغدار و خیلی تنفرهای انباشتی دیگر است.
- دولت تجربه ۲۲ بهمن را تکرار میکند. جو رعب و وحشت شدید به همراه سم پراکنی و تبلیغات صدا سیما و بسیج لشکر ساندیس از نقاط مختلف کشور با هزاران اتوبوس برای تصرف خیابانها. اگر چه هزینه اقتصادی سنگینی به دولت وارد میکند، ولی خوب مهم نیست چون از جیب ما میرود و توی سر ما میخورد. به دنبال این اجرا، جو سنگین و گرد مرگ بر جامعه پاشیده میشود.

اولی به مذاق مردم خوش است و دومی به مذاق استبداد. اولی در حد جامعه مجازی در تنورش دمیده میشود و دومی به صورت منسجم در حال اجرا در خیابانهاست.
حالا ما چه میتوانیم بکنیم که از احتمال حالت دوم بکاهیم و بر احتمال رویداد اول بیافزایم.
۱. ایجاد انسجام در جامعه مجازی. میدانم که در حد آرزوست ولی خوب به هر حال باید گفت. کسانی که در این مقطع به فرستادن لینکهای مستهجن، ضد مذهب و لینکهائی که در تنور تفرقه میدمند، همت گمارده اند، از دو حال خارج نیستند: یا در خدمت استبدادند و یا دشمن مردم و در هردو صورت در یک جبهه اند و گرنه چه کسی است که نتواند تشخیص دهد در چند روزگذشته حجم سنگینی از بحث های انحرافی، مبتذل و تفرقه افکن در کنار خبرهای غم انگیزی از مجیدهای توکلی، جعفر پناهی ها و سرکوبها در جریان است.چه کسی است که نداند دلیل حرکت حماسی جنبش سبز مردمی در تهران که شهری غیرمذهبی در بافت کشور محسوب میشود در روز عاشورا چه بود. میدانم که بر من میتازند. ولی بگذاریم این بحث ها را به زمان خودش نه در این مقطع حساس.
۲. تحلیل درست واقیعت ها. بدین معنا که توقعمان را متعادل نماییم. باور کنیم که ۲۲ بهمن هم برای ما پیروزی بود و برای استبداد شکست. در فضای مجازی بی دلیل و احساسی توقع ها را بالا نبریم. بدانیم که دولت کودتا و سپاه در روزهای آینده بار دیگر شترهایشان را در دشت شقایقها میچرانند.با یک تفاوت نسبت به ۲۲ بهمن و آن اینکه بسیار تجربه اندوخته و قصی تر شده. بنابر این ۲۲ بهمن با این نگاه یک پیروزی تمام عیار بود چرا که تقلای یک استبداد محتضر را در امتداد صف طویل اتوبوسها میشد دید. ببینید از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، ۲۵ سال طول کشید. پس باور کنیم، که یک شبه نباید به دنباله شکست اهریمنی باشیم که سالها پنجه در مال و جان و خاک این ملت فرو کرده و اینک شمشیر از رو بسته. میدانم در راه پیروزی خونهای زیادی باید ریخته شود، ولی باید قبول کنیم که سریع ترین راه ها بهترین راه ها نیست. نباید اسیر احساسات شد،باید با فکر و برنامه بود خصوصا اینکه دشمن منسجم و با برنامه است.
۳. اگر که قرار است حرکتی انجام شود از نوع اول، بدانیم که از جامعه بالاترین کمتر در خیابان میروند. نگاهی به نمودار ذیل نشان میدهد که چگونه در عاشورا( پیک اول) و ۲۲ بهمن ( پیک دوم ) بالاترین بیشترین کاربر را به خود جذب کرده است. این یعنی اینکه باقی بروند و من با حرارت پشت اینترنت شروع کنم به بررسی اوضاع. منظور این است که کمی واقع بین باشیم، واقعیاتها را آنگونه که هست ببینیم، برنامه داشته باشیم، و از خود شروع کنیم و با کنار گذاشتن احساسات با امید به سمت آینده گام برداریم. اینها را همه گفتم، و نگفتم چه کنیم، چرا که میخواهم این بحث را باز بگذارم.


یا حق

۱۳۸۹/۰۲/۲۸

برسد به دست سید !

هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش داده اند .
سید جان، هر قدر میخواهم تلاش کنم که از تو بت نسازم نمیتوانم. میدانم که دوستان خرده میگیرند و دشمنان مرا بر این گفته ام سخت مینوازند ولی چه کنم که مرا عهدي است با جانان كه تا جان در بدن دارم هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم. هر چقدر میخواهم فکر کنم تو هم مثل همه هستی نمیتوانم. آخر تو دروغ نمیگوئی. حرفت با عملت یکی است. دور از دسیسه های سیاست بوده ای. امیدوارم که همیشه همینطور بمانی که فلک بد غداری است.
امروز که محافظ میر ما را گرفتند بدون اینکه بشناسمش یا نامش را شنیده باشم دلم گرفت (راستش خود سید را هم تا یک سال پیش نمیشناختم). سعی کردم چند لحظه خودم را به جای سید بگذارم. شاید این یار وفادار تنها سنگ صبوری بود که در فراز و نشیب دورانی کمر شکن چون ستونی بی ستون میر ما را در بر میگرفت و با اینکه میدانست قمار عاشقان بردی ندارد، جانش را در گرو گذاشته بود. با خودم فکر کردم حتما میر ما با تمام دلتنگیها میدانست که هر چه منجنیق فلک باران بلا ببارد، سرنوشت آندو را نمیتواند از هم جدا کند و این دلش را گرم میکرد. و حالا ...
میخواستم بگویم که سید غصه نخور ما همه محافظ تو هستیم .میدانم که دست از جان شسته ای و من هم دست از جان در راه عقیده مان میشویم . میدانم سخت است زخم را با سخن مرهم نهادن که ما چگونه حال تو را دریابیم . اگر ما به اندازی خودمان درد داریم تو به اندازه تک تک ما درد داری .
سید جان خواستم بگویم که ما تا آخر ایستاده ایم این را خودت به ما یاد دادی. تو تنها نیستی ملتی پشت توست. و به امید توست.
میخواستم بگویم که نشانه های ذلت را در سپاه پلیدیها میبینی؟ صدای شکستنشان را میشنوی؟ گیرم که شتر کینه را در دشت شقایق ما رماندید با ریشه هامان چه میکنید. باشد که وقت توفان نزدیک است و داغ شقایق هامان بر دل کینه ورزتان میماند.
سید میخواستم بگویم غصه نخور. در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.
سید جان میدانی که ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم. خوشا به حال آنان که رفتند و کاری حسینی کردند. و ما که ماندیم باید کاری زینبی کنیم. اینها را همه گفتم به تو سید که آرامت کنم و نگفتم که میخواستم همه مان را آرام کنم. که باور دارم ما همه با هم هستیم.
الهم رضی به رضاک و تسلیم لامرک

۱۳۸۹/۰۲/۱۲

اولین پست

کو پیک صبح تا گله های شب فراق .... با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم